ریتم موسیقی ، ریتم بدن

محمدرضا فوادیان

مقدمه

همانگونه که می دانید، از بدو خلقت انسان، نیازهای متنوعی (اعم از جسمی و روانی) با او همراه بوده که برای برآورده ساختن این نیازها و سازگاری با محیطش به ابزارهایی نیاز داشته است. هنر به عنوان یکی از وسایل اولیه سازگاری بشر در خدمت نیازهای کمال جویی و زیبا طلبی و از طرف دیگر، آرامبخش ناراحتی ها و سختی های زندگی او بوده است. موسیقی، شکلی از هنر است که احساس، عاطفه، ادراک و شناخت انسان را بدون نیاز به تکلم و زبان منتقل می کند. موسیقی یک ابزار قدرتمند در اختیار انسان است . چون با درونی ترین و اصلی ترین مفهوم انسانیت ارتباط برقرار می‌کند . استفاده بشر از موسیقی، امری آسان و قابل دسترس بوده است، چون ریتم و ملودی، به عنوان دو رکن اساسی موسیقی، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفی آواگری ها و حرکات ریتمیک نیز نیازی به تکلم نداشته است. موسیقی زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشری است و هر قوم و ملتی بر حسب ویژگی های عاطفی و فرهنگی خود، موسیقی خاصی دارد. از این رو در گذشته و بیشتر قبایل مراسم و آیین های مختلف موسیقیایی که وسیله ای برای ابراز همبستگی جمعی و از بین بردن ترس ها و غم ها و ایجاد آرامش و شادی و اراده در بین افراد قبیله بوده برگزار می شده است.

 درباره گرایش به شنیدن موسیقی های دلنشین باید گفت که چنین گرایشی طبیعی است و نیاز پاسخگویی را می طلبد. اما باید دانست چگونگه و در چه ساعتی از روز چه موسیقی را شنید . بدن انسان در پی اثرات بیرونی و درونی در طول شبانه روز دچار تغییراتی میشود. همچنان که بدن تحت تأثیر هورمونها، فشارخون، دمای بدن، دچار این تغییرات روزانه وثابت است، طول مدت روشنایی روز، شیفت شبانه و سفر به نقاطی که تغییر ساعت را به دنبال دارد بر این ریتم مؤثر است . این ریتم جز در موارد نادر در زنان و مردان یکسان است و بیشتر افراد جامعه از آن پیروی میکنند . تجربه نشان میدهد وقتی که ما اغلب از ساعت درونی بدن خود ناآگاهیم و بی توجه به تغییراتی که در بدن ما ایجاد میشود زمان را پیش می بریم، الگوی ریتمیک بدنمان با گوش کردن به موسیقی و همسان با ریتم بدن هماهنگ میگردد[۱].

این مقاله به شما خواهد گفت که چگونه با دسته بندی ساده ، لذت بیشتر و کارآمدتری از آرشیو موسیقی ببرید .

چرخه ی بدن یا سیرکادین ریتم

ما امروز درست در همین زمان آنچنان هستیم که دیروز در چنین ساعتی بودیم و درچنین لحظه ای فردا، دوباره به همان شکل خواهیم بود . این تغییرات در بدن تحت تأثیر چرخه ی منظمی است که

 ” سیرکادین ریتم ” Circadian Rhythm نامیده میشود .

“سیرکادین ریتم ” ریتمی است که فعالیتهای ما را طراحی میکند و به صورت ۲۴ ساعت، اجرا و تنظیم هرگونه فعالیت بدن را به عهده دارد[۲] و بر همین اساس است که ضربان قلب، دمای بدن، سطوح انرژی، کمیت و کیفیت خواب، شکیبایی بر درد و چیزهای دیگر، به وسیله ریتمهای بدن کنترل میشوند. آنگونه که وقتی ما با تحر یکات محیط اطراف مان هماهنگ هستیم ، احساس زنده بودن میکنیم و برای فعالیت آماده ایم و رفتارها ی ما از ریتمی موزون پیروی میکند . سیر کادین ریتم یا چرخه ی بدن در شبانه روز یگانه نگهدارنده ی زمان درونی بدن و یک فعالیت فیزیولوژیکی است که احساس و اوقات ما را اداره و فعالیتهای ما را طراحی میکند به صورتی که وقتی ما با تحریکات محیط اطرافمان هماهنگ هستیم ، احساس زنده بودن میکنیم و برای فعالیت آماده ایم [۲].

ساعت بیولوژیک

ساعت بیولوژیک دسته ای از ریتمهای ۲۴ ساعته ی بدن را مثل هورمونهای فیزیولوژیی یا حرکت های وابسته به کارکرد عصبهای حرکتی را هدایت میکند و بیشترین ریتم ملموس در این میان ، سیکل خواب و بیداری است . بر این اساس رفتار های ما اغلب از ریتمی موزون پیروی میکنندو در این میان نور خورشید اثرات ضد افسردگی دارد ، به همین خاطر بیشتر افراد در یک روز آفتابی احساس شادابی ونشاط بیشتر ی نسبت به یک روز تاریک دارند[۴].

راسل فاستر ( نورولوژیست مولکولی کالج سلطنتی لندن) معتقد است استفاده از تمام امکانات بدن در حداکثر سرعت خود در تمام اوقات بی معنی است ، یعنی در حقیقت غیرممکن است ، در عوض شما از هر کدام از امکانات خود، هنگامی که به آن نیازمندید استفاده می کنید، این یک مکانیسم صرفه جویی بسیار جالب است . [۴]

حافظه و قدرت یادگیری نیز در شبانه روز تحت اثر این ریتم دچار تغییراست به طوری که اختلافات وابسته به سنجش زمان در تحقیقات و در اوقات مختلف روز برای حافظه رعایت شد و این نتایج در خلال شرایط روز کاری معمولی به دست آمده است و ثابت شد وظیفه ای که در اوقات روز برای عصرگاه حافظه گسترش می یابد در زمان صبحگاهی قابل دسترسی نیست و اثر زمان از روز، بزرگترین مشکلاتی است که دراین مورد وجود دارد[۵]یعنی این که حافظه در اوقات مختلف روز عملکرد متفاوتی دارد . به صورتیکه بیش ترین بازسازی درصبحگاهان و کمترین در شامگاهان انجام میشود . [۶] با افزایش فعالیت حافظه بیشترین توانایی به اواسط روز نیز کشیده میشود. حال بر این اساس به بررسی حالات یک فرد در شبانه روز میپردازیم.

ساعت ۶ صبح ، در این ساعت فرد در حال بیدار شدن است در واقع بدن در حال آماده باش قرارمیگیرد فشارخون به آهستگی افزایش پیدا می کند و بدن برای قبول تغییرات ناشی از بیداری و تحرک آماده میشود . با توجه به شرایط خاص صبح و بیداری، چرخه ی صبحگاهی را ۶۰ دقیقه ای محاسبه میکنیم . چرا که بدن ما هنوز تحت تأثیر هورمون ملاتونین قرار دارد، اما با قطع هورمون ملاتونین در اثر تابش نور به چشم و شروع ترشح هورمون کورتیزول خواب آلودگی کم کم جای خود را به شتاب میدهد.

در ساعت ۷ صبح  ، با افزایش ترشح کورتیزول در بدن به میزانی که فعال ساز است آمادگی بدن برای فعالیت روزانه افزایش پیدا میکند . افزایش ناگهانی انرژی، افزایش هورمون کورتیزول و تداوم ترشح این هورمون به دلیل فشار روانی برای رسیدن به موقع به محل کار مدت چرخه ریتم را در این زمان ۶۰ دقیقه ای میسازد.

در ساعت ۸ صبح و همچنین از این زمان به بعد میزان هورمون کورتیزول در بدن ثابت میماند، وضعیت پایداری و ثبات با استقرار در محل کار نیز به ثابت کردن سطح هورمون کورتیزول کمک میکند و به جهت کاهش استرسهای صبحگاهی چرخه ی درونی ریتم ۲۴ ساعته بدن فرد ۹۰ دقیقه ای میشود . این در حالی است که فرد پرانرژی است و تا ساعت۱۱ که دمای بدن او ثابت است میخواهد که روحیات انرژی و نشاط، او را در اوج آمادگی به دست آمده قرار دهد .

درادمه و در ساعت ۹:۳۰ با شروع چرخه ی بعدی در کنار آمادگی فرد برای تداوم کار روزانه حافظه ی کوتاه مدت فعال میشود . حافظه ای که بهترین زمان را برای سرعت یادگیری وحداکثر هوشیاری را در اختیار فرد قرار میدهد .

از ساعت ۱۱ دمای بدن به تدریج و آهسته تغییر میکند تا هنگام ظهر که به صورت محسوسی کاهش مییابد در این زمان خاطرات و یادها به سراغ فرد می آید . از حدود ساعت ۱۲ مهارتهای ذهنی به سرعت بالا میرود و سرعت و دقت در ریاضی و حل مسأله به بالاترین نقطه ی خودش میرسد .

ساعت ۱۲:۳۰ : از این ساعت با افت محسوس دمای بدن و کاهش قابل ملاحظه ی انرژی به تدریج خواب آلودگی بر فرد مستولی میشود، در این شرایط او فقط پذیرای موسیقی آرام و صحبتهای دلپذیر است . صحبت درباره ی گذشته، یافتن دوستان و اثرگذاشتن بر مردم از خصوصیات افراد دارای ریتم معمولی در این ساعت از روز است .

از ساعت ۱۴ به بعد میتوان به طرح مسائل تفکربرانگیز پرداخت . با افزایش دمای بدن از ساعت ۱۵ ، بدن در شرایط آمادگی فعالیت حافظه طولانی مدت قرار میگیرد .

حافظه طولانی مدت در ساعت ۱۵:۳۰ در اوج آمادگی خود قرار دارد، بنابراین فرصت تمرکز روی موضوعات وجود دارد ضمن اینکه کم کم بدن در شرایط آمادگی برای فعالیت نیز قرار میگیرد، اوج آمادگی بدن برای فعالیت در ساعت ۱۷ و با افزایش آدرنالین و افزایش درجه حرارت است که فرد را در بهترین زمان برای فعالیت بدنی و ورزشی قرار میدهد . نشاط جسمی و روحی و سرزندگی مشابه صبح در این زمان ناشی از این امر است . عضلات در نیرومندترین زمان خود قرار دارند، فرد علاقمند است تحرک بیشتری داشته باشد و حداقل از فضای خانه بیرون برود .

افزایش حساسیت حواس از جمله حساسیت به صدا در ساعت ۱۸:۳۰ به اوج خود رسیده است .

در ساعت ۲۰ و با فرارسیدن ساعت پایانی روز که در اوقاتی از سال با غروب خورشید و در اوقاتی دیگر با گسترش تاریکی همراه است شدت اضطراب کاهش یافته ، کورتیزول به پایین ترین سطح خود در خون میرسد و با شروع ترشح ملاتونین آرامش بر وجود فرد حاکم میشود .

از ساعت ۲۲ افت دمای بدن ، شرایط خواب آلودگی را برای فرد فراهم میکند و بدن در شرایط استراحت قرار میگیرد .افراد سحرخیر و معمولی در   ساعت ۲۴  در خواب هستند و کسانیکه بیدارند جزء گروه شب زنده دار به شمار میآیند .

نکته ی مهم این است که تمام ویژگیهای گفته شده حدودی و صرفاً مختص به روزهای عادی است چرا که افراد در روزهای تعطیل به طور خودآگاه ریتم روزانه ی خود را تغییر میدهند .

بر اساس نظر محققان در جامعه ی انسانی از هر ده نفر یک نفر سحرخیز است که لارک ( Larks) نامیده میشود . لارکها معمولاً دوست دارند که اوایل صبح از خواب بیدارشوند . دو نفر از ده نفر نیز شب زنده دار یا آولز ( Owls) هستند که از بیدار بودن تا مدتی بعد از نیمه شب لذت میبرند، باقیمانده ، جمعیت کسانی هستند که بین این دو گروه قرارمیگیرند .لارک یا گروه سحرخیز، افراد ی هستند که تمایل دارند زودتر بخوابند و بیدار شوند و احساس کنند که در بهتر ین حالت قراردارند؛ بنابراین در هنگام صبح کارهای مهم بیشتری انجام میدهند . غروب بر ای آنهاکسالت آور است چون در آن زمان احساس میکنند تمایل دارند که به رختخواب بروند و هرچه زودتر بخوابند . اما افراد شب زنده دار برعکس همه ی مشخصاتی که برای سحرخیزان گفته شده دیر از خواب بیدار میشوندو به آرامی قدم به صبح میگذارند و به نظر میرسد همچنان که روز کامل میشود نیروی آنها افز ایش می یابد بنابراین شب زنده دارها ترجیح میدهند که موارد مهم را تا بعدازظهر رها کنندو در هنگام غروب پرانرژی اند درست در زمانی که سحرخیزها رمقشان را ازدست میدهند [۷].

در این مقاله افرادی دارای ریتم معمو لی مورد نظرهستندکه بیشترین افراد جامعه را شامل می شوندو دارای ریتم همسانی میباشند اما هر چرخه ی درونی ریتم ۲۴ ساعته ی بدن دارای ویژگی های خاصی است که شناخت آن در امر انتخاب موسیقی در ۲۴ ساعت میتواند مهم باشد .

آنچه که در این بخش ارائه میشود مرتبط با کاربرد موسیقی هماهنگ با دیدگاه کارشناسان موسیقی برای ساعات مختلف شبانه روز با توجه به فیزیولوژی بدن است

موسیقی مناسب سحرگاه

موسیقی انتخابی برای این ساعات باید تمپوی آرامی داشته و مونوتون باشد . همین مونوتون بودن و یکنواختی احساس آرامش به همراه دارد . به همین دلیل است که شنیدن مناجات و ادعیه در این ساعات معنویت بیشتری به شنونده میبخشد .

موسیقی صبح و نیمروز

از ابتدای صبح و برای پیوستگی حالت موسیقی سحرگاهی با موسیقی پرانرژی باید تمپوی موسیقی به تدریج تند شود و کم کم از یک تمپوی خیلی پایین به تمپویی که حالت تندتری دارد میرسیم که این زمان متناسب با شروع فعالیت و کار و تلاش روزانه میباشد . به همین خاطرموسیقی هایی که حاوی پیامها ی امید بخش و مهیج اند برای صبح مناسبند؛ چرا که موسیقی صبح باید نشاط داشته باشد و به شنونده نیرو بدهد .

 

موسیقی ظهرگاهی

نزدیک ظهر براساس ریتم درونی بدن لازم است موسیقی آرامش پیدا کند و انتخاب موسیقی کم کم از تمپوی تند به سمت تمپوی آرام حرکت کنیم .

موسیقی بعدازظهر و عصر

از ساعت پایانی بعدازظهر و در عصرگاه، باید موسیقیهای انتخابی بار دیگر  تند شود . اما تمپوی آن مانند تمپوی موسیقی برنامه صبح نیست و کمی سبکتر است . هنگام عصر ریتم موسیقی  باید شاد باشد و شنونده موسیقی را شاداب کند . ریتم هایی که  ۶و ۸ هستند مناسب این زمان میباشند.

موسیقی شب

هر آن چیزی که ما را به آرامش، تفکر، تأمل و بررسی دوباره وادار میکند، موسیقی آرام ساز است که میتوان هنگام غروب انتخاب و شنیده شود . موسیقی شب باید لایت و سبک باشد .

محدوده ی زمانی شامل،سحرگاه، صبح، نیمروز، ظهر، عصر، و شب است چنانچه بخواهیم این تغییرات را جزیی تر بشناسیم باید شناخت بیشتری نسبت به تغییرات ریتم بدن در ۲۴ ساعت شبانه روز به دست آوریم . چرا که امروزه ما در دنبایی زندگی میکنیم که موسیقی حضور گسترده تری نسبت به همه ی زمانهای قبل از خود دارد .

کاربرد موسیقی در ۲۴ ساعت شبانه روز

کارمانفرد کلینز موسیقیدان و متخصص اعصاب و روان با تأکید بر این امر که مسأله ی مهم در انتخاب موسیقی آن است که یک آهنگ خاص چه حسی به مخاطب میدهد شواهدی را دال بر این امر ارائه کرد که این واکنشها به فرهنگ خاصی مربوط نمی شوند . او در مورد اینکه واکنشهای ما به سبکهای موسیقی میتواند نتیجه عوامل زیست حیاتی باشد ادعای قوی دارد . کلینز عقیده داشت دسته ای از قوانین در مغز وجود دارد که کارشان تولید و شناسایی برخی احساسها ی پویای موسیقیایی است .او معتقد است  ریتم موسیقی در ایجاد احساسات متفاوت مؤثر است و شنیدن موسیقی باعث بروز عواطف متعددی میشود که هفت نوع از آنها دارای برجستگی و اهمیت بیشتری است که عبارتند از: خشم، نفرت، سوگ، عشق، شهوانی ، شاد ی وتکریم .

کلینز با بیان این هفت عاطفه که در مدت زمان ها ی متفاو تی بروز میکنند ، مدعی است که درک این احساسات فراتر از فرهنگ و بر عهده ی مغز است و  بدین صورت است که شنیدن موسیقی در افراد انسانی بدون توجه به نژاد و زبان موجب بروز یکی از این هفت نوع عاطفه می شود . اما در این تحقیق نیاز شنونده لحاظ شده و مورد توجه قرار گرفته است وبا توجه به ویژگی ریتم بدن انسان و قرار گرفتن در ۴ حالت پرانرژی، شادمان، بانشاط و آرام در طول ۲۴ ساعت شبانه روز، شاخصه ها یی برای حالت موسیقی تعریف می شوند، که مطابق با حالات شنونده در ۲۴ ساعت شبانه روز است .

موسیقی نیروبخش

موسیقی است که شنیدن آن مخاطب را به تحر ک و فعالیت وا می دارد، مانند موسیقیهای ورزشی یا موسیقی های بسیار شاد ، که شنونده با شنیدن نوع موسیقی از حالت ایستایی خارج می شود .

 

موسیقی شادی آفرین

موسیقی هایی را شامل میشود که شنیدن آنها حس فعالیت را تداوم می بخشد و زایل کننده ی تنبلی و خستگی است . با شنیدن این نوع موسیقی، شادی و نشاط فردی که دارای تحرک است تداوم می یابد اما این نوع موسیقی به خودی خود موجب ایجاد تحرک نمی شود .

موسیقی نشاط آور

موسیقی هایی را شامل میشود که شنیدن آنها انبساط خاطر مخاطب را به دنبال دارد . و در حالت ایستایی دارای جذابیت شنیداری و ایجاد روحیه ی نشاط است .این نوع موسیقی موجب تداوم حالت تحرک نمی شود و نشاط را در عین سکون باعث می شود .

موسیقی آرامش بخش

موسیقی هایی را شامل میشود که فرد را در حالت سکون و آرامش قرار میدهد .و موجب تداوم بی تحرکی و ایستایی است .

جمع بندی و پیشنهادها

با توجه اینکه موسیقی با درونی ترین بخش هر انسانی  ارتباط دارد  ودر سرشت هر  انسانی وجود دارد و زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشری در همه جای دنیا  است : پیشنهاد میشود هر علاقمند به موسیقی برای درک ولذت بیشتر از آن ، ریتم سیرکادین  و ساعت بیولوژیک خود را شناسایی کند و  با شناخت هر چه بیشتر، موسیقی ها  را بر اساس زمان طبقه بندی کند.

به طور کلی آنچه در انتخاب موسیقی باید برای علاقمندان به موسیقی مهم باشد حفظ ریتم و کمک به خود برای دستیابی به آرامش، نشاط، امید و شادابی است تا با این روحیات بتواند ازفشارهای روحی بکاهد و از عوارض آن در امان بماند بنابراین : شناخت ریتم بدن و تغییرات آن در شبانه روز ، نیاز امروز مخاطب جدی موسیقی است که بایستی فرا بگیرد .

فهرست منابع و ماخذ

۱-  دیوید مک فارلند ،(۱۹۹۷)، “راهبردهای برنامه سازی رادیو درآینده”،  مترجم : مینونیکو.

۳- نیل آر کارلسون ،(۲۰۰۷)، “مبانی روانشناسی فیزیولوژی”، ترجمه غزل.

۴- جیمزدبلیو کالات، (۲۰۰۷)”روانشناسی فیزیولوژیک”، مترجمان : اسماعیل بیابانگرد و احمد علیپور و احمد غضنفری.

۶ – محمدکریم خداپناهی ، محمد کریم ،(۱۳۸۶)،” روانشناسی فیزیولوژی”.

۲-Comely, Jason S. (2008).  Zero to Superhero. London. Comely Publishing

۵-Schemidt ,ch. ; Collette ,F. ; Cajochen,ch. ;  Peigneux,ph. 2007). A time to think: Circadian rhythms in human cognition “

۷-Flin , Rhona H; O’Connor, Paul; Crichton, Margaret (2008). Safety at the Sharp and: A Guide to Non-technical Skills. Ashgate Publishing, Ltd.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دو × یک =